چرا پدیده آدمخواری در طول تاریخ بارها تکرار شده است؟
آدمخواری همواره یکی از جنجالیترین و بحثبرانگیزترین رفتارهای ثبتشده در تاریخ انسان بوده است. اگرچه این عمل در اغلب فرهنگها بهعنوان یک تابوی بزرگ شناخته میشود، اما بررسیهای تاریخی نشان میدهد که در دورههای مختلف و تحت شرایط خاص، دوباره در برخی جوامع ظاهر شده است.
اکنون گروهی از پژوهشگران با استفاده از مدلهای ریاضی تلاش کردهاند توضیح دهند که چرا این رفتار در برخی مقاطع زمانی شکل میگیرد و سپس از میان میرود. نتایج این تحقیق، تصویری تازه از نقش عوامل زیستی، فرهنگی و تکاملی در شکلگیری این پدیده ارائه میدهد.
مدلهای ریاضی چه میگویند؟
مطالعهای که توسط محققان دانشگاه وروتسواف لهستان و دانشگاه چارلز جمهوری چک انجام شده و در نشریه علمی PNAS منتشر شده است، نشان میدهد که آدمخواری تنها در شرایط بسیار بحرانی میتواند بهعنوان یک راهکار موقت برای بقا مطرح شود.
بر اساس این مدلها، اگرچه مصرف گوشت انسان در وضعیتهای اضطراری ممکن است انرژی موردنیاز فرد را تأمین کند، اما این مزیت کوتاهمدت در بلندمدت پیامدهای بسیار سنگینی برای جامعه خواهد داشت.
به گفته پژوهشگران، هرچه این رفتار در یک جامعه فراگیرتر شود، احتمال بروز مشکلات گستردهتر نیز افزایش مییابد و در نهایت پایداری آن جامعه را تهدید میکند.
چرا آدمخواری در بلندمدت پایدار نیست؟
محققان معتقدند مهمترین عامل محدودکننده این رفتار، انتقال بیماریهای عفونی و پریونی میان انسانها است.
زمانی که افراد به مصرف گوشت انسان روی میآورند، عوامل بیماریزا بسیار راحتتر میان اعضای یک گونه منتقل میشوند. اگر این چرخه ادامه پیدا کند و افراد از بدن کسانی تغذیه کنند که خود نیز آدمخوار بودهاند، احتمال گسترش بیماریهای خطرناک به شکل قابل توجهی افزایش پیدا میکند.
بر اساس نتایج این پژوهش، هزینههای ناشی از شیوع بیماریها بهمراتب بیشتر از منفعت غذایی حاصل از این رفتار است و در نهایت میتواند به تضعیف یا حتی فروپاشی یک جامعه منجر شود.
نقش تابوهای فرهنگی در بقای جوامع
یکی از نکات مهم این تحقیق، تأکید بر نقش تابوهای فرهنگی در جلوگیری از گسترش آدمخواری است.
پژوهشگران معتقدند ممنوعیتهای اجتماعی و فرهنگی که طی هزاران سال در جوامع انسانی شکل گرفتهاند، تنها باورهای اخلاقی یا مذهبی نیستند؛ بلکه میتوانند نوعی سازوکار حفاظتی باشند که انسان را از خطر شیوع بیماریهای مرگبار و آسیبهای جمعیتی محافظت کردهاند.
به همین دلیل، این تابوها احتمالاً در نتیجه فشارهای تکاملی و تجربههای تاریخی شکل گرفته و به مرور به بخشی از فرهنگ جوامع تبدیل شدهاند.
نمونه واقعی؛ بیماری مرگبار «کورو»
یکی از شناختهشدهترین نمونههای تاریخی، مربوط به قوم «فور» در پاپوآ گینه نو است.
در این جامعه، مصرف اجساد در برخی آیینهای تدفین باعث شیوع بیماری مغزی کورو شد؛ بیماری نادری که عامل آن پروتئینهای غیرطبیعی موسوم به «پریون» هستند.
ویژگی مهم این بیماری آن است که برخلاف بسیاری از عوامل بیماریزا، با پختن غذا نیز از بین نمیرود. بررسیها نشان داد پس از کنار گذاشتن این رسم، موارد ابتلا به کورو نیز به تدریج کاهش یافت و در نهایت تقریباً از بین رفت.
آیا عوامل دیگری نیز مؤثر هستند؟
پژوهشگران تأکید میکنند که مدل ارائهشده همه ابعاد این رفتار را پوشش نمیدهد.
به گفته آنان، عواملی مانند ایجاد رعب در میان دشمنان، نمایش قدرت، جایگاه اجتماعی یا برخی باورهای آیینی نیز ممکن است در شکلگیری آدمخواری نقش داشته باشند و بررسی این موضوعات نیازمند تحقیقات گستردهتری در آینده است.
جمعبندی
نتایج این پژوهش نشان میدهد اگرچه آدمخواری ممکن است در شرایط بحرانی بهعنوان راهکاری موقت برای بقا ظاهر شود، اما در بلندمدت به دلیل افزایش خطر انتقال بیماریها و پیامدهای جمعیتی، رفتاری ناپایدار محسوب میشود.
محققان معتقدند شکلگیری تابوهای فرهنگی علیه آدمخواری احتمالاً یکی از مهمترین سازوکارهای تکاملی برای حفظ سلامت جوامع انسانی بوده و نقش مهمی در جلوگیری از گسترش بیماریهای مرگبار ایفا کرده است.
